عکسهای هشت ماهگی
. عروسک مامان در هشتمین ماه زندگی نمایشگاه گل و گیاه بوستان گفتگو ...
دس دسی
. اولین دست دستی که یاد گرفتی توی هشت ماه و یک هفته گی بود به قدری خوشگل دست میزنی و شادی می کنی که نگوووو . دستات صدا هم داره. واااای آدم دلش ضعف میره. با تمام وجودت دست میزنی و خوشحالی می کنی . وقتی که سوار ماشینت می کنم و ضبط روشن میشه دست میزنی و شادی می کنی. الهی که همیشه شاد باشی کوچولوی دوست داشتنی مامان ...
مروارید دوم
. دومین مرواریدت هم روز پنج اردی بهشت یعنی توی هشت ماه و ده روزگی نیش زد و خودشو نشون داد. مبارکت باشه عزیزم. ایشالا که بتونی باهاش غذاهای خوشمزه رو تست کنی و مزه مزه کنی. این روزا هر چی که گیر دستت میاد از روی زمین بر میداری و میخوری. و هر چی که می خوریم و می خواهی که بخوری مثل توت فرنگی و پرتقال که برات ممنوع هست. اما با همین دو تا دندون تازه در اومده نان و بیسکوییت رو چنان گاز میزنی و می خوری که نگووووووو. این ماه هندوانه ملون شیرینی خامه ای و تر (رولت) سوپ جو سوپ عدس لوبیا قرمز و ... رو مزه مزه کردی و باهاشون آشنا شدی. ...
نویسنده :
مامان
8:53
روز پدر
. بهترین جانم امسال اولین سالی بود که روز پدر چهار نفره بودیم و شما هم به جمع ما پیوسته بودی. من و بابا از اینکه شما به جمعمون اضافه شدی و خونمون رو پر از نور و شادی کردی خیلی خوشحالیم. الهی که بابایی همیشه سلامت و شاد باشه و کانون خانواده مون از گرمای وجودش سرشار دختر که باشی نفس بابایی لوس بابایی عزیز دردونه ی بابایی حتی اگه بهت نگه دستت و میذاره روی چشماش و میگه این تویی که به چشمای من سوی دیدن میدی خلاصه دختر یک کلام ... نفس باباست ...
ماهگرد هشتم
. بعضی وقتها تنها چیزی که آدم تو زندگیش میخواد برای زنده بودن برای نفس کشیدن برای عشق ورزیدن برای خوابیدن برای بیدار شدن فقط یه بهونست و " تــــــــــ♥ــــــــو " قشنگترین بهونه ی زندگیمونی دختر عزیزم، بهترینم بهترین خانوم هشت ماهگیت مبارک ...
نویسنده :
مامان
1:47
عکس هفت ماهگی
. بهترین خانوم و عکسهای هفت ماهگیش برای دیدن بقیه ی عکسهای قشنگ بهترین دختر بفرمایید ادامه مطلب ...
گزارش هفت ماهگی
اولین روز مادر
. مادر که می شوی... مادر که میشوی،توی دلت پر می کشند شاپرکهای احساس .. مادر که میشوی،در قاب چشمانت تصویر می کشی از عشق مادر که میشوی،لحظه لحظه ی روزگارت،رنگ و بوی مادرانه میگیرد و در هیاهوی ثانیه هایت ،دلشوره ای شیرین،مهمان دلت میشود. از مادرانه هایم بگویم... فرزندم باورت نمیشود نفسهایم را با یاد بودنت میکشم،خوابهایم را هر سپیده دم،با ضربان قلب نازنینت می شکنم، ضربانی که زندگی را دوباره یادم می آورند،عشق را یادم می دهند... دستانم عطر بودنت را میگیرد، تا به خودم می آیم، روی زبانم، وردی مادرانه جاری میشود. .. باورت نمیشود فر...







